شاعر
آزاده
عارف
قزويني
کار
با شيخ،
حريفان به
مدارا نشود نشود
يکسره تا
يکسره رسوا
نشود
در تزوير
و ريا باز شد
اين دفعه چنان بايدش
بست، پس از
بسته شدن وا
نشود
بس نمايش
که پس پرده
سالوس و رياست حيف
بالا نرود
پرده، تماشا
نشود
سلب آسايش
ما مردم از
اينهاست چرا سلب
آسايش و آرامش
از اينها نشود
گو به
آخوند مضرتر ز
مگس زحمت ما کم
کن، اين غوره
شود باده و
حلوا نشود
کار عمامه
در اين ملک
کله ورداريست نيست
آسوده کس ار
شيخ مکلا نشود