شاعر و
نويسنده مبارز
رفيق
شهيد کرامت
دانشيان
بهاران
خجسته باد
هوا
دلپذير شد
گل از خاک
بردميد
پرستو به
بازگشت زد
نغمه ی اميد
به جوش
آمد از خون
درون رگ گياه
بهار
خجسته باز
خرامان رسد ز
راه
به
خويشان،
به
دوستان،
به
ياران آشنا،
به مردان
تيزخشم که
پيکار مي کنند
به
آنان که با
قلم تباهي ی
درد را
به
چشم جهانيان
پديدار مي
کنند
بهاران
خجسته باد،
بهاران
خجسته باد.
و اين بند
بندگي،
و
اين بار فقر و
جهل
به
سرتاسر جهان،
به
هر صورتي که
هست
نگون و
گسسته باد.
به
خويشان،
به
دوستان،
به
ياران آشنا،
به مردان
تيزخشم که
پيکار مي کنند
به
آنان که با
قلم تباهي ی
درد را
به
چشم جهانيان
پديدار مي
کنند
بهاران
خجسته باد،
بهاران
خجسته باد.