ژانویه 6, 2026

خیزش 1404 گام دیگری در راستای نابودی جمهوری اسلامی

اشرف دهقانی

متن کامل با فرمت پی دی اف

توده‌های فقر‌زده و گرسنه و محروم ایران یک‌بار دیگر به پا خاسته‌اند. این خیزش در شرایط دیکتاتوری لجام‌گسیخته رژیم جمهوری اسلامی، سرکوب‌ها و اعدام‌های هرروزه حکومت که برای ایجاد رعب و وحشت هرچه بیشتر در جامعه صورت می‌گیرد، حاوی پیام آشکار و مشخصی است. پیام این است که توده‌های عاصی از فقر و فساد و استبداد در چنان شرایط زندگی غیرقابل تحملی دست و پا می‌زنند که با وجود آگاهی به وحشی‌گری نیروهای سرکوب رژیم، که تاکنون حداقل ۱۷ تن از معترضان را با شلیک مستقیم به قتل رسانده‌اند، جان شیرین خود را به دست گرفته و به امید دست‌یابی به کار و نان و مسکن و آزادی به صحنۀ مبارزۀ رودررو با رژیم وابسته به امپریالیسم آمده‌اند. 

اگر در خیزش انقلابی سال ۱۳۸۸ اعتراض مردمانی از اقشار مرفه و نیمه مرفه به تقلب در انتخابات با شعار “رأی من کو” زمینه را برای ورود توده‌های گرسنه و محروم با شعارهای انقلابی به صحنه مبارزه با رژیم دیکتاتور حاکم فراهم ساخت، اگر توده‌های محروم در سال ۱۳۹۶ با استفاده از تضادهای مقامات حکومتی در مشهد جنبش انقلابی خود را برپا کردند و اگر پیش‌زمینه خیزش توده‌ای بزرگ و انقلابی سال ۱۳۹۸ اعتراض به گرانی بنزین بود و اگر اعتراض به قتل حکومتی ژینا امینی در سال ۱۴۰۱ به خاطر گویا عدم رعایت حجاب جرقه‌ای شد که آتش قیام عظیم توده‌ای را در آن سال بر‌افروخت اکنون در دی‌ماه ۱۴۰۴ اعتراض در بازار به نوسان بی‌رویه قیمت ارز از طرف فروشندگان کالاهای مختلف، زمنیه‌ای شد تا همان توده‌ها با پایگاه طبقاتی معین در ۷۳ شهر دست به قیام زده و با شعارهای “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر جمهوری اسلامی”، “مرگ بر خامنه‌ای”، “فقر و فساد و بیداد، مرگ بر این استبداد” ، “این آخرین پیامه، هدف کل نظامه”، “درد فقط حجاب نیست، جون ما را گرفتند”، “بترسید، بترسید ما همه با هم هستیم”، “مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر”،  “فقر، فساد گرونی، می‌ریم تا سرنگونی” و … به جنگ با رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی بروند. 

مسلم است که اگر زمینه مادی برای خیزش مردم وجود نداشت نه اعتراض به نوسان ارز و نه هیچ‌یک از موارد برشمرده دیگر سیل جمعیت را علیه رژیم حاکم به خیابان‌ها نمی‌کشاند. تأکید بر این امر به خصوص از آن رو لازم است که دشمنان برای بازداشتن مردم از شرکت هرچه وسیع‌تر در جنبش جاری تبلیغ می‌کنند که گویا این جنبش متعلق به بازاری‌هاست. حتی در یک مورد روی ویدئویی به نفع سلطنت صدا‌گذاری کرده و آن را به فروشندگان مغازه‌ها به عنوان بازاری نسبت دادند. البته سلطنت‌طلبان در چند مورد دیگر با شارلاتانیسم کامل از تجمع مردمان جان به لب رسیده علیه جمهوری اسلامی استفاده کرده و به نفع سلطنت پهلوی، این جرثومه‌ فساد و دیکتاتوری صداگذاری کرده‌اند تا بتوانند توده‌ها را فریب داده و در میان آنان سردرگمی ایجاد کنند. اساساً پهلوی‌چی‌ها این روزها با اعمال ضد مردمی خود آشکارتر از هر وقت دیگر نشان می‌دهند که نه اپوزیسیون جمهوری اسلامی بلکه همکار آنها در ضدیت با مردم ایران هستند.

واقعیت این است که سرمایه‌داران زالوصفت وابسته به امپریالیسم در ایران از طریق رژیم مدافع و حامی خود (جمهوری اسلامی) همراه با شدت دادن به سلطه دیکتاتوری و توسل به شکنجه و اعدام به منظور خفه کردن هر صدای آزادی‌خواهی و حفظ سیستم بحران زده خویش، معیشت مردم را نیز مورد تعرض خود قرار داده‌اند. دولت این طبقه استثمارگر با چاپ اسکناس بدون پشتوانه و بی‌ارزش کردن پول و در نتیجه با شدت دادن به نرخ تورم و گرانی اجناس، به‌واقع دست در جیب مردم کرده و آن را خالی می‌کند. امروز در جامعه ایران شدت‌گیری و وسعت‌یابی هرچه بیشتر فقر و گرسنگی و بی‌خانمانی به امری غیرقابل انکار تبدیل شده است. بیهوده نیست که در اغلب تجمعات توده‌ای از دیرباز شعار “معیشت، منزلت، حق مسلم ماست” شنیده می‌شود که انعکاس آشکار این واقعیت می‌باشد. بنابراین بازتاب تشدید هرچه فزون‌تر استثمار و چپاول سرمایه‌داران به‌طور اجتناب‌ناپذیر می‌باید خود را در اعتراضات و مبارزات مردم علیه وضع موجود نشان دهد که وقوع جنبش‌های توده‌ای پی‌در‌پی در چند سال  گذشته دقیقاً و به طور قاطع مؤید این امر است.

شرایط وقوع جنبش جاری (که فعلاً ماشین تبلیغات امپریالیستی نام بی‌مسمائی برای آن انتخاب نکرده است تا همچون جنبش ۱۴۰۱، خواست توده‌ها برای “کار، نان، مسکن و آزادی” را با شعار نامفهوم و تفسیربردار “زن، زندگی، آزادی” لاپوشانی کند) از مدتها پیش آماده بود. حتی خود سردمداران جمهوری اسلامی از حالت انفجاری جامعه سخن گفته و هر آن امکان می‌دادند که با سیل توده‌های خشمگین و انقلابی در خیابان‌ها مواجه شوند. اما حمله  اسرائیل، این سگ زنجیری ارباب بزرگ ایران یعنی امپریالیسم آمریکا و بمباران محل‌های کار و زندگی توده‌ها که البته با کشتن چند تن از وابستگان به رژیم نیز همراه بود آن را به تعویق انداخت. امروز نیز برای بازداشتن شرکت توده‌های هرچه وسیع‌تر در جنبش جاری و ایجاد ترس و وحشت در میان آنان تبلیغ می‌کنند که با توجه به حضور توده‌ها در میدان مبارزه علیه جمهوری اسلامی، اسرائیل به زودی به ایران حمله خواهد کرد و به صورتی که صدای آمریکا با تأکید مطرح کرد “حمله اسرائیل به ایران قریب‌الوقوع و تضمین شده است”. واضح است که آنها دلیل حمله به ایران را ضدیت با جمهوری اسلامی جا می‌زنند، همانطور که ترامپ هم ظاهراً خود را مدافع حضور مردم ما در خیابان‌ها خواند.

بسیار مهم است بدانیم و تأکید کنیم که سرمایه‌داران در ایران بدون وابستگی به انحصارات امپریالیستی و سودرسانی به آن‌ها نمی‌توانند موجودیت داشته باشند. منافع این سرمایه‌داران و به واقع امپریالیست‌ها و در رأس آنها امپریالیسم آمریکا شدت دادن به استثمار کارگران و چپاول ثروت‌های ایران با مکانیسم‌های گوناگون می‌باشد. از طرف دیگر کارگران و زحمت‌کشان و دیگر توده‌های تحت ستم ایران تنها از طریق مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی به مثابه رژیم دست‌نشانده امپریالیست‌ها می‌توانند به خواست‌های برحق و انقلابی خود دست یافته و رفاه و آزادی را در جامعه مستقل از امپریالیست‌ها و سرمایه‌دارن وابسته برای خود تضمین نمایند.

مردم مبارز ما در حال حاضر بدون برخورداری از یک تشکیلات انقلابی که بتواند مبارزات آنان را رهبری نماید در مقابل دشمنان قوی و غداری قرار گرفته‌اند. در این اوضاع تضاد عمیق بین منافع آنان با منافع دشمنان‌شان بر اساس جبر ضرورت، آنها را به صحنه مبارزه با رژیم حاکم می‌کشاند. اما این مبارزات تا چه حد قادر به در هم شکستن قوای دشمن می‌باشد!؟ این یک سئوال واقعی است که در پاسخ به آن کسانی که نه دیالکتیک می‌شناسند و نه به قدرت ظفرنمون توده‌ها اعتقاد دارند و تاریخ هم نخوانده‌اند تا ببینند در طول تاریخ این توده‌های مبارز بوده‌اند که با پی‌گیری مبارزات‌شان توانسته‌اند قدرتمندترین دشمنان خود را به زانو در آورند، توازن قوای فعلی بین توده‌ها و دشمنان‌شان را ثابت و ابدی دانسته و از این رو دچار یأس و ناامیدی می‌شوند. اما این‌ها راه خطا می‌روند.

نگاهی به مبارزات و قیام‌های چند سال گذشته مردم ایران از جنبش دانشجوئی- مردمی سال ۱۳۷۸ که آن نیز به بهانه تعطیلی روزنامه اصلاح طلب “سلام” صورت گرفت تا جنبش‌های انقلابی ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و امروز جنبش انقلابی ۱۴۰۴ نشان می‌دهند که هرچه این جنبش‌ها جلوتر رفته‌اند، تجارب مبارزاتی نوینی در اختیار مردم تحت ستم ایران برای مقابله با دشمنان‌شان قرار داده‌اند. این جنبش‌ها با تأثیرات مثبت خود و از جمله با ارتقای آگاهی انقلابی مردم نسبت به ترفندهای دشمن و نیروی انقلابی خود و پروراندن جوانان برای تداوم مبارزه، کل جامعه را به جلو برده‌اند. یک نمونه بارز در این مورد تن دادن فعلی جمهوری اسلامی به خواست زنان علیه حجاب اجباری است که دقیقاً دست‌آورد قیام سلحشورانه مردم در سال  ۱۴۰۱ و خون‌هایی است که بر زمین ریخته شد. در این قیام توده‌ای بود که در کنار مبارزه برای نان و مسکن و آزادی که برای نمونه در شعار “سقف و کتاب و گندم، قدرت به دست مردم” انعکاس یافت، شعارهایی علیه حجاب داده شد و زنان و به خصوص دختران جوان چون زنده یاد نیکا شاکرمی روسری‌های خود را به آتش انداختند. 

خیزش‌های توده‌ای در جامعه ما حتی اگر در آغاز با خواست‌های اقتصادی شروع شود با توجه به شدت دیکتاتوری خشن و سرکوب‌های بی‌رحمانه نیروهای مسلح رژیم بلافاصله به مبارزه سیاسی و بعد به مبارزه قهرآمیز تبدیل می‌شود. بر این اساس شاهدیم که هر چه جنبش‌های توده‌ای به جلو رفته است، توده‌های جان به لب رسیده ما هر چه بیشتر به ضرورت اعمال قهر انقلابی در مقابل قهر ضدانقلابی پی برده و به آن عمل کرده‌اند. این واقعیت در جنبش اخیر با برجستگی خود را نشان می‌دهد به طوری که حتی خود رسانه‌های رژیم از اقدام به مسلح شدن شرکت‌کنندگان در این جنبش خبر می‌دهند.

جوانان انقلابی ما موظف هستند درس‌های این جنبش‌ها را به خوبی فرا گیرند و با تأکید بر ضرورت به کارگیری قهر انقلابی در مقابل دشمنان مردم بکوشند خود را متشکل کنند. در حال حاضر “تشکل، تسلیح، مبارزه” شعاری است که با تحقق آن می‌توان امیدوار بود که در یک پروسه مبارزاتی امکان ایجاد یک تشکیلات انقلابی در ایران فراهم شود. 

مسلماً مبارزات سلحشورانه توده‌های تحت ستم ما در جنبش جاری درس‌های مبارزاتی جدیدی به آنها خواهند آموخت و مسیر مبارزه برای رسیدن به رفاه و آزادی را هرچه بیشتر صیقل داد و تسهیل خواهد کرد. واضح است که حمایت و پشتیبانی از این جنبش وظیفه همه نیروهای مردمی است که باید در هر کجا که هستند و به هر شکل که امکان‌پذیر است با شور و قاطعیت تمام به آن عمل کنند. باید مطمئن بود که اقدامات جنایتکارانه دشمنان چه بومی و چه غیر بومی (به اصطلاح داخلی و خارجی) اگرچه می‌توانند در مسیر مبارزات مردم خلل ایجاد نموده و حتی آن را به عقب رانند ولی هرگز قادر نخواهند بود مسیر رو به جلوی تاریخ را چه به دلیل شدت‌گیری بحران‌های اقتصادی و رشد تضادهای درونی خود و چه ایجاد زمینه مساعد برای اوج‌گیری مبارزات توده‌ها، مسدود نمایند.

مرگ و نیستی سرنوشت محتوم دشمنان مردم است و پیروزی از آن توده‌هاست.

۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ برابر با ۴ ژانویه ۲۰۲۶

About Post Author