کتاب “قلعه ایمان بر فراز قُله آزادی” به شرح زندگی و مبارزات رفیق بهروز دهقانی پرداخته است؛ چریک فدائی خلقی که در زیر وحشیانهترین شکنجهها جان باخت ولی همچنان به آرمانهای کمونیستی خود پایبند ماند.
در این کتاب رفیق اشرف دهقانی از طریق شرح زندگی رفیق بهروز دهقانی در عین حال تاریخی از جامعه ایران در دورهای که وی میزیست را به رشته تحریر در آورده است. رفیق اشرف با بازسازی زندگی رفیق بهروز نشان داده است که چگونه یک کودک برخاسته از خانوادهای زحمتکش، در دل فقر، محرومیت، سرکوب سیاسی و مشاهده مستقیم رنج تودههای مردم به یک روشنفکر کمونیست و مبارزی انقلابی تبدیل شد.
هر بخش از این کتاب دارای اهمیتی خاص است که جداگانه باید بررسی شود. من در اینجا تنها به چند بخش از این کتاب میپردازم که روایتی تاریخی از شکلگیری آگاهی انقلابی در بستر جامعهای طبقاتی، استبدادزده و تحت سلطه امپریالیسم در آن تدوین شده است.
به عنوان مثال قسمت “فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایحان” را در نظر بگیریم. این قسمت از کتاب از نظر ادبی و انسانی، یکی از قویترین بخشهای متن است زیرا موفق میشود یک مبارز آینده را در دوران کودکی و نوجوانیاش به تصویر بکشد. ارزش اصلی آن در نشان دادن رابطه میان خانواده کارگری، فقر، ستم ملی، تجربه سرکوب و شکلگیری آگاهی سیاسی است.
قسمت “بیماری پدر و سایه فقر و فلاکت بر سر خانه”، تصویر آبا (مادر) نیز از نظر عاطفی یکی از سنگینترین و قویترین قسمتهای کتاب در ارتباط با زندگینامه رفیق بهروز دهقانی است. شخصیت آبا در این بخش بسیار برجسته است. او نماینده میلیونها زن کارگر و زحمتکش در دهه میانی قرن بیستم است که در تاریخ رسمی دیده نمیشوند. نقطه قوت اصلی این بخش نشان دادن فقر به عنوان یک تجربه اجتماعی (نه یک مشکل فردی) است.
در رابطه با اهمیت هر قسمت این کتاب به عنوان مثال میتوانیم اهمیت قسمت “دروغ های آسمانی یا ریاکاری آخوندها” را بررسی کنیم و ببینیم که کتاب در نشان دادن ریشه اجتماعی آگاهی سیاسی به چه واقعیتهایی پرداخته است. یکی از قویترین جنبههای این فصل این است که نشان داده میشود که آگاهی سیاسی صرفاً نتیجه مطالعه نظری نیست. کتاب نشان میدهد که چگونه آگاهی سیاسی در اساس از زندگی روزمره میآید. در این بخش بر نقش اهمیت حافظه خانوادگی (حافظه شفاهی) تأکید شده و نشان میدهد که بهروز بسیاری از برداشتهای اجتماعی خود را نه فقط از کتاب بلکه از داستانهای پدر، تجربه مادر و گفتگوهای خانوادگی دریافت میکرد. این نکته از نظر تاریخ اجتماعی مهم است، زیرا بسیاری از خانوادههای کارگری در گذشته، اگرچه اسناد مکتوب نداشتند، اما دارای حافظه تاریخی و سیاسی بودند.
در داستان “دروغ زمینی و دروغ آسمانی” که به نظر من یکی از بخشهای ادبی قوی متن کتاب است یک شکل رایج از فرهنگ انتقادی مردم عادی را میبینیم. در این بخش نشان داده میشود که مردم چگونه از طنز برای مقابله با صاحبان اقتدار استفاده میکنند. در فرهنگ عامه ایران، تمسخر ملا، حاکم، ارباب و زورگو سابقه طولانی دارد.
از نظر من یکی دیگر از زیباییها و نقاط قوت ادبی-سیاسی-اجتماعی این کتاب نشان دادن سرمایه فرهنگی طبقات فرودست است. این کتاب برخلاف اکثر روایتهای طبقاتی که طبقات محروم را فقط با فقر تعریف میکنند، نشان داده است که این خانواده کارگری دارای حافظه تاریخی، فرهنگ شفاهی، تخیل، هنر و روایتهای جمعی هنری- سیاسی- اجتماعی نیز بوده است. این نکته از نظر جامعهشناسی اهمیت دارد. فقر اقتصادی الزاماً به معنای فقر فرهنگی نیست.
یکی دیگر از نکات پراهمیت این کتاب این است که رفیق بهروز دهقانی را به عنوان شخصیتی انقلابی که محصول شرایط تاریخی و اجتماعی معینی است، معرفی میکند. در شرایط تاریخیای که شخصیت انقلابی رفیق بهروز دهقانی شکل گرفت، استثمار طبقاتی و دیکتاتوری و سلطه امپریالیستی و محرومیت تودههای کارگر و زحمتکش درواقع زمینههای شکلگیری آگاهی انقلابی را فراهم میکردند.
در این کتاب از طریق شرح دوران کودکی و نوجوانی رفیق بهروز، تصویری زنده از زندگی خانوادههای فرودست در آذربایجان ارائه شده: فقر شدید، نبود امکانات اولیه زندگی، مبارزه روزمره برای تأمین معاش و تجربه تحقیر و محرومیت که بازتاب زندگی میلیونها انسان زحمتکش در جامعهای هستند که ثروت آن در اختیار اقلیتی محدود قرار گرفته است. از این طریق در این کتاب رابطه میان تجربه زیسته و آگاهی سیاسی نشان داده شده است. رفیق بهروز دهقانی تنها از طریق مطالعه کتابهای سیاسی به مبارزه کشیده نشد. او پیش از کسب آگاهی مارکسیستی، درد و رنج زندگی طبقات کارگر و محروم جامعه را با تمام وجود لمس کرده بود. او فقر را دیده بود و سرکوب مردم پس از سقوط فرقه دموکرات آذربایجان را تجربه کرده بود. او کودتای ۲۸ مرداد و نقش ارتش و نیروهای وابسته به امپریالیسم را مشاهده کرده بود و سپس سرکوب مبارزات مردم در دهه ۱۳۴۰ به خصوص سرکوب وحشیانه ۱۵ خرداد سال ۴۲ را از نزدیک دنبال کرده بود. این تجربیات در کنار مطالعه آثار مارکسیستی، زمینهای فراهم آورد تا او به درکی طبقاتی درستی از جامعه برسد.
کتاب بهخوبی نشان میدهد که چگونه ادبیات مترقی آذربایجان، آثار نویسندگان انقلابی و نشریاتی چون “هوپهوپنامه” از میرزا علیاکبر صابر و نشریه “ملانصرالدین” با سردبیری جلیل محمدقلیزاده، در رشد فکری نسل جوان آن دوره در آذربایجان نقش داشتند. این آثار ابزارهای آگاهیبخشی اجتماعی بودند که علیه جهل، استبداد، استثمار و مناسبات ظالمانه طبقاتی مبارزه میکردند.
رابطه بهروز دهقانی با صمد بهرنگی و غلامحسین ساعدی نیز از بخشهای ارزشمند کتاب است. این رابطه نشان میدهد که چگونه حلقههای کوچک روشنفکری و فرهنگی در شرایط اختناق به محل تبادل اندیشه و نقد اجتماعی و شکلگیری نگاههای رادیکال تبدیل میشدند. آنها از طریق مطالعه آثار مارکسیستی، ادبیات انقلابی و بررسی واقعیت زندگی مردم تلاش میکردند از سطح اعتراض اخلاقی به درک علمی از جامعه برسند.
یکی از محورهای مهم کتاب، نقد تجربه مبارزات قانونی و اصلاحطلبانه در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد است. رفیق اشرف دهقانی در این کتاب نشان میدهد که چگونه فضای سیاسی محدود شده پس از سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ امیدهای نیروهای ملی و خردهبورژوازی برای تغییر از طریق انتخابات و اصلاحات قانونی را با شکست مواجه کرد. درواقع سلطه امپریالیسم و رژیم دیکتاتوری سرمایهداری وابسته اجازه نمیداد تغییرات بنیادی از مسیرهای قانونی تحقق یابد. در همین رابطه است که تجربه اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰ و نقش فعال رفقا بهروز دهقانی و صمد بهرنگی و کاظم سعادتی در سازماندهی معلمان آذربایجان شرح داده شده. این بخش اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد که فعالیت سیاسی رفیق بهروز دهقانی تنها در حوزه مطالعه و روشنفکری محدود نبود. او تلاش میکرد آگاهی اجتماعی را به مبارزه عملی پیوند دهد. دفاع از حقوق معلمان، ارتباط با مردم و تلاش برای سازماندهی آنها، بخشی از مسیر تبدیل شدن او از یک روشنفکر منتقد به یک مارکسیست مبارز و انقلابی بود.
درواقع با مطالعه شرح زندگی رفیق بهروز دهقانی میبینیم که انقلابیون در خلاء شکل نمیگیرند. آنها محصول تضادهای واقعی جامعهاند. رفیق بهروز دهقانی از دل یک خانواده کارگر و زحمتکش، از دل تجربه فقر و بیعدالتی و در شرایط سلطه سرمایهداری وابسته و دیکتاتوری شاه رشد کرد. آگاهی او نتیجه پیوند میان تجربه اجتماعی، مطالعه نظری و فعالیت عملی بود.
تحلیل دوره رضا شاه و بخش مربوط به مسئله ستم ملی و زبان آذربایجانی و تحلیل فرقه دموکرات آذربایجان از نظر من به لحاظ نظری یکی از مهمترین بخشهای این کتاب است. به خصوص که رفیق اشرف دهقانی آشکار میکند که پس از کودتای ۱۲۹۹ “جامعه ایران به طور کامل تحت سیطره امپریالیسم انگلیس قرار گرفته و به یک جامعه نومستعمره تبدیل شده بود”.
این کتاب در ثبت مسیر شکلگیری یک مبارز کمونیست توانسته است پیوند میان زندگی فردی و تاریخ اجتماعی را بهخوبی برقرار کند و از این نظر آن را میتوان سندی از یک دوره تاریخی جامعه ایران دانست؛ دورهای که در آن نسل جدیدی از روشنفکران انقلابی با پشت سر گذاشتن شکستهای سیاسی گذشته، در جستجوی راهی برای مبارزه با استبداد و استثمار و سلطه امپریالیستی بودند. آنها انسانهای انقلابیای بودند که در متن زندگی مردم، در میان رنجهای واقعی جامعه، در مبارزه برای شناخت جهان و در تلاش برای تغییر آن ساخته شدند.
رفیق بهروز دهقانی نمونهای از نسلی بود که باور داشت آگاهی بدون عمل کافی نیست و مبارزه بدون شناخت علمی جامعه به شکست میانجامد. میراث چنین انسانهایی دعوت به مطالعه و تفکر انتقادی، شناخت مناسبات طبقاتی و تلاش انقلابی برای رهایی انسان از هر شکل استثمار و ستم است.
بدون شک خیلی بیشتر می توان در باره این کتاب نوشت اما پیشنهاد میکنم که حتما خود کتاب را مطالعه کنید که مملو از رویدادهای پربار و راهنمایی برای زندگی مسئولانه است.
سهیلا
جولای ۲۰۲۶
از همین دسته
روایت چگونه بهروز شدن!
درآمدی بر خوانش کتاب قلعه ایمان بر فراز قله آزادی
به مناسبت مرگ یک جلاد!